تاج الدين احمد وزير

454

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

سپرده واجب و لازم است كه براى اداى شكر نعم نامتناهى الهى « 1 » تعالى « 2 » علاؤه و توالى نعماؤه همّت و نهمت بدان مقصور دارند كه به مساعى مشكورهء ايشان رايات اؤلياء دين محمدى منصور و أعلام اعداء ملّت احمدى منكوس و مقهور گردد و هر روز رياض شرايع نبوى از خنجر آبدار ايشان زيادت نضارت « 3 » پذيرد و از براى إتمام اين امر دينى بموجب المرء كبير بأخيه و سنشدّ عضدك بأخيك در ائتلاف قلوب و موافقت ضماير يكديگر سعى واجب بينند و معاونت و مظاهرت يكديگر پرداخت آن جملگى واجبات دانند غرض از ترتيب اين مقدّمات باينه آن‌كه * 406 * چند گاهست كه بعضى از كفره بر ثغور خراسان و نواحى آن و بعضى از سرحدها [ ى ] ولايت « 4 » سند كه نسبت به ملك هندوستان دارد دست تعرّض يافته و مسكن و مأوا ساخته و به‌سبب آنكه سلاطين ماضيه را أسكنهم اللّه فى جنّات النّعيم ، بنابر مقادير آسمانى موانع پيش آمده و ترتيب و تدبير دفع آن كفره از آن أراضى ميّسر نگشته تا اين زمان اثر ضرر ايشان از متوطنان ولايت مذكور به‌كلىّ مرتفع نشده و إلى يومنا هذا ، مضرّتها جانى و مالى و دينى بديشان لاحق مىشود ، اين بندهء حضرت أيزد سبحانه و تعالى ، معتمدا على كرمه العميم جزم كرده است و نيّت مصمّم گردانيده كه به مدد عنايت موفوره حقّ جلّ و علا تعرّض آن كفره از ثغور سند كوتاه گرداند و بموجب كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيّته « 5 » . در [ ا ] ين امر معظم به نفس خويش إقدام نمايد و طبقهء اهل إسلام را از حكم جور و تعدّى ايشان بيرون آورد اگر حضرت سلطان اسلام ، وفّقه اللّه ما يتمّناه من دينه و دنياه به باعثهء دينى اجازت دهد تا عساكر خراسان به ميعادى كه جانبين را اتّفاق افتد براى

--> ( 1 ) الهى . ( 2 ) تعالى . ( 3 ) نضارة . . ( 4 ) ولاية . ( 5 ) بحار الانوار 75 / 38 ح 36 .